عبد الرحمن جامي
مقدمة ويليام چيتيك 49
نقد النصوص في شرح نقش الفصوص
سر رشتهء دولت اى برادر به كف آر وين عمر گرامى به خسارت مگذار دايم همه جا با همه كس در همه كار مىدار نهفته چشم دل جانب يار ج . مباحث نقش الفصوص و شرح آن مىتوان گفت كه در نقش الفصوص و شرح جامى بر آن توجه مؤلف و شارح بيشتر به دو بحث كلى معطوف است : از يك طرف مرتبهء تعين ثانى و در نتيجه اسماء الهى و اعيان ثابته اى كه در آن مرتبه متعين مىشوند ، و از طرف ديگر انسان كامل و مراتب مختلف سالكان الى الله در رسيدن به مقام كمال مورد توجه است . اين دو مبحث كلى در واقع همان مباحث فصلهاى دو و سه و هفت و نه مقدمه است . ضمنا در سراسر كتاب عقيده به وحدت وجود ، يعنى مطلب فصل هشت مقدمه ، منعكس است . به عبارت ديگر در اين كتاب مهمترين موضوع و مبحث ماهيت « ما سوى الله » است . ذات مقدس حق مجهول مطلق است ( ص 26 - 29 ، ص 87 - 88 ، ص 135 ) . بنا بر اين بيشتر از اشاره اى به آن ممكن نيست . اما در مرتبهء واحديت و تعين ثانى اسماء الهى متعين مىشوند ، و سخن دربارهء آنها رواست . خداوند به اعتبار اسماء داراى كثرت نسبى است و مبدأ و منشأ عالم است . پس هر چيزى كه دربارهء عالم گفته مىشود در واقع به يك اعتبارى به مبدأ عالم بر مىگردد ، يعنى به همان اسماء ، يا از ديدگاهى ديگر ، به اعيان ثابته . از اينجا معلوم مىشود كه شناخت خدا يا الوهيت ( يعنى مرتبهء ثانى ) شناخت عالم را در بر دارد ، و شناخت حقيقى عالم مستلزم شناخت خداست . به علاوه آدمى ، كه به يك اعتبار جزء عالم است ، در حقيقت خود - يعنى در مرتبهء كمال انسانى خود - كل عالم و جامع جميع حقايق آن است ( ص 63 ، ص 91 - 92 ) . پس شناخت حقيقى عالم محتاج به شناخت انسان كامل نيز هست . در سراسر نقش الفصوص به طور كلى ابن عربى به شناخت حقيقت مطلق ، كه آن با شناخت اسماء شروع مىشود و توسط شناخت انسان كامل به شناخت عالم منجر مىشود ، توجه مىكند . براى وى در اين كتاب مبحث اخير ، يعنى شناخت عالم ، كه عبارت از همان مباحث فصلهاى 4 و 5 و 6 مقدمه است ( يعنى عالم أرواح و عالم مثال و عالم أجسام ) ، از همه كمتر اهميت دارد ، ولى از آن كاملا صرف نظر نمىكند و مخصوصا به عالم مثال نسبة زياد توجه مىكند ( 6 . فص اسحاقى ، 9 . فص يوسفى دربارهء أرواح رك 15 . فص عيسوى ، 18 . فص يونسى ) .